محسن ناجي نصرآبادى / ابوالقاسم نقيبى
603
فيضنامه ( فارسى )
باب ذكر جلى 5 و در اثناى تكلّم به كلمهء طيّبه ، اشعار عاشقانه خواندن و وجد نمودن و رقصيدن و حيوانى نخوردن و چلّه داشتن و غير ذلك از امورى كه متصوّفه به رسم عبادت به جا مىآوردند ، از عالى جناب معلّى القاب آخوندى ( دام ظلّه العالى ) مرخّص و مأذون شده ، بلكه مىنمايد كه در مجلس رفيع الشّأن نيز گاهى امثال اينها واقع مىشود 6 ، استدعا چنان است كه از حقيقت ماجرا شيعيان اينجا را اطّلاع بخشند ، كه آيا آنچه صلاحيّتْ آثار مزبور ، به خدّام كرام ايشان اسناد مىكند وقوع دارد يا نه ؟ كه اگر چنانچه واقعى بوده باشد ، همگان پيروى آن را لازم شمرند ، و اگر خلاف واقع مذكور ساخته ، دست از اين قسم حركات بكشند . امره اعلى . الجواب من جانب المجتهد المزبور « سُبْحانَكَ هذا بُهْتانٌ عَظِيمٌ » حاشا كه بنده تجويز كند رسم تعبّدى را كه قرآن و حديث در آن وارد نشده باشد ، و تعبّد رسمى را كه از ائمّهء معصومين ( صلوات اللَّه عليهم اجمعين ) خبرى در مشروعيت آن نرسيده ، بلكه نصّ قرآن به خلاف آن نازل باشد ، قال اللَّه تعالى : « ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ » يعنى : بخوانيد پروردگار خود را از روى زارى و پنهانى ، به درستى كه حق ( سبحانه و تعالى ) دوست نمىدارد آنانى را كه از حدّ اعتدال بيرون مىروند . و جاى ديگر مىفرمايد : « وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ » يعنى : بخوانيد پروردگار خود را از روى زارى و ترس و پستتر از بلند گفتن . و در حديث نيز وارد است كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم اصحاب را منع فرمود از فرياد برآوردن به تكبير و تهليل منعى بليغ و فرمود كه به درستى كه ندا نمىكنيد شما كسى را كه دور باشد يا نشنود . و ساير امور مذكوره نيز يا منع از آن به خصوص وارد